پسرم !
اندیشه جاری زمان
دانش برایت به ارمغان آورده است !
گام های تو به مهر . . .
شادی جاودان من است !
مهر بر تو مبارک . . .
پسرم !
براي روزگار بي مهري ها
دل به خدا بسپار !
آرام خواهي شد . . .
مهر خدايي بجوي !
پسرم !
ديده بگشا !
و
.
.
.
اعتماد كن !
پسرم !
آغوش مهر مادري ام
بر روي تو گشوده خواهد ماند
هميشه . . . !
اخم بگشا . . .
دل به دست آور !
رسم مهرورزي بياموز !
و اغوش گرم ياري بر همگان
باز بگذار . . .
بازي دست كودكانه ات ،
آرامش دل مادرانه ام !
بازيگوش چرخ فلك
در انتظار توست !
هشدار . . . !
پسرم !
آنچه را كه مي گويي ،
شايد در انديشه آن كس كه مي جوييش ،
نپايد !
اما !
آنچه را كه مي نويسي ،
در انديشه ابديتي ثبت مي گردد ،
كه تو را مي جويد !
پسرم !
در آنچه مي نگاري ،
پاينده خواهي بود !
قلمت را پاس بدار !
فاصله اكنونت را . . .
به پدر بودن آينده ات . . .
بخشودم .
پسرم !
به بهاي آنچه بدست خواهي آورد ،
بيانديش !
ارزش تو
بيش از حراج فصلي دنياست !
لحظه لحظه مهرت را
به نقد
دشمني ها
مفروش !
پسرم !
بخند !
اما نه به تن ها !
مباد كه روزي تو – تنهايي –
به حلقه خنده شان اسير شوي . . . !



