تبليغاتX
دلتنگی های مادرانه

دلتنگی های مادرانه

ديگر ز شاخ سرو سهي بلبل صبور ××× گلبانگ زد كه چشم بد از روي گل بدور
شب قدر ، شب عشق ، شب تو ، شب من . . .
 

 

به نام مهربان ترین مهربانان

شب قدر از هزاران ماه بهتر است ( سوره قدر آیه ۳ )

*

و عشق به حرمت نام « آفریننده اش » از هزاران هزار روز و شب پر مهر و مهتاب برتر و بالاتر است .

نمی یابم جز این نام که کلامم را به آن استوار کنم .

اینجا ، به روزگار دلتنگی های آمده و نیامده ی مادرانه ام حرمتی دارد . . .

و به عشقی که در این روزگار پر نشیب حیرت زا یافته ام ، قدری . . .

نه حریم امن مادرانه و نه قدر عشق زنانه ام نمی گذارد که به پلیدی آلوده اش کنم .

به یادگار همان عشق و به پاس مهر عزیزانی چند ، این صفحه به یادگار می ماند . . .

شاید ، روزی دوباره سکوت اینجا شکسته شود ! نمی دانم !

آنچه می دانم این است که  - به امید آفریننده ی قلم - نوشتنم را پایانی نخواهد بود . . . 

ولی ، سکوت را در این روزها ترجیح می دهم . . .

باقی ، بقایتان . . .

 

 

التماس دعا

مادر عارف

 

 

 

+ هجدهم شهریور 1388 مادر |
مشق تردید . . .

 

روزهایی است

که به هزار و یک تبسم تلخ

به کودکانمان

مشق ِ تردید

می آموزیم !

ما را چه می شود ،

که سرما از سنگ

و

کینه از کویر

داریم ؟!

عشق را

فراموش کردیم !

رویا در دل

نداریم !

ما را چه می شود ؟!

 

 

+ نهم شهریور 1388 مادر |
روزی . . .
 

پسرم !

مهر ِ تو

 زنجیر دلم شد !

مرا

بال ِ رهایی

از این قفس

نیست !

 

 

+ بیست و پنجم مرداد 1388 مادر |
دروغ !

 

پسرم !

دروغ كماني كدر است !

شكار ِ شب ِ شيطان مي شوي

از

پيچش ِ پريشانش !

گره در گره ،

سلسله در سلسله ،

به گرداب ِ گناهان گرفتارت مي كند !

مباد كه بلغزي !

مباد كه بپيچي

در شعله هاي ِ رقصان ِ سرابش !

پسرم !

هش دار !

دروغ ،

آغاز ِ غربت است !

غربت از

سرشت ِ پاك ِ انساني .

 

 

+ بیستم مرداد 1388 مادر |
تولدت مبارک
 

پسرم !

زیباترین بهانه زندگی ام !

" تولدت مبارک "

هفت سال چه زود گذشت !

تو بالنده می شوی و . . .

من به پیری و پریشانی ، اسیر !

پیر شوی !

نهال نو رس من !

دنیا را به چشم دل ببین !

همین !

" تولدت مبارک "

 

 

+ چهارم مرداد 1388 مادر |